
این روزهاچقدر تلخیهای نوشته شده دركتابها و چه حجم عظیمیاز ولنگاری آدمها را لمس می كنم،پسری كه در اوج جوانی و طراوتخسته است،دختری كه تنها روزهایش را سپری می كند،نمی دانم اما احساس می كنم ازورای این دنیا هستم و قاطی شان نشدمیواشكی این روزها را نگاه می كنم نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶ساعت 2 AM توسط s.r| |Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
سمت تو آمده امحال دلم خوب شود،درست است كه عشق اوج بی آلایشی است،اما خودت ببینكلاهت را قاضی كنغرور باید داشته باشم كه مرد باشیم نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۶ساعت 1 PM توسط s.r| |Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
دوست دارم پدیده اردیبهشتی عزیز ترین كس روزهای اخر عزیز جان معصوم ترینxa0 دلپذیر جان كاش میان این همه خوبی بودی من این روزها بیش از هرچیز نگران لبخند تو ام نگران استواریت میسر بودنت نگرانم كه نكند حالت بی دلیل یكهویی بگیرد هعییییی خدایت حفظ بدارد نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۶ساعت 2 AM توسط s.r| |...
ادامه مطلب
از همونجایی كه قراره بكنین برین باید دوباره سبز شد، باید قوی تر ادامه داد البته به لطف پدیده! نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 2 AM توسط s.r| |...
ادامه مطلب
صبح باید باعطر تو آغاز شود عطر که میگویم نه اقتضای شاعرانه گیست نه تعارف روزمره تنها تجربه این روزهاست!...
ادامه مطلب
صبح ها كه بیدار می شوی لبخند بزن اینكار باعث می شود عضلات صورتت ورزش كنندوهمیشه شاداب باشن، حالا فك كن كسی باشدxa0 هروز نگاهش كنی ولبخند بزنی فك كنم كل عضلاتت ورزش می كنند خود آدم كه سهله تا هفتا خونه اونور ترش شاداب میشن آدم كه خوب باشه حالش خیرش به همه می رسه حال همه خوب میشه وبه نظرم این عاشق بودن عامل دوام هرچی خوشیهxa0 اصلا تو موفق نباش اما عاشق باش ناخودآگاه موفق هم میشی چون هرچیزی دلیل می خواد خب بیا اینم دلیل عششششق xa0...
ادامه مطلب
باران ببارد سحر خیز شوی آن هم با زنگ دلپذیری نوید یك روز دل انگیز رو فریاد می كشه چای بذاری پنجره چهار تاق باز و از سرما پتو به دوش چای بخوری و دلپذیر نجوا كند و دست آخرxa0 نتیجه بگیری حضور لطفش بیشتر است تا این تلفن و چت و... قدم زنان چنان بی مقصد بروی كه انگار مسیر خودش هدف است. آری روز خوشxa0 وپر لذتxa0 یعنی امروز xa0...
ادامه مطلب
ای جانمxa0 یک تو نیستی؛ خیالت هست؛ خاطراتت هست؛ یادت هست؛ عطرت هست؛ حس خوبت هست؛ دوست داشته شدنت هست؛ کاش حواست هم بود... عالی می شد. نمی دانی با تو چه عمیق لذت می برم xa0...
ادامه مطلب
بابا لنگ دراز، مامان لنگ دراز یا دوستان غریب... این روزا زیاد یاد کارتن خاطره انگیز دوران کودکیم میفتم...بابالنگ دراز جودی ابوت، که عاشق بابا بود و با قلمی اکنده از احساس برای بابا می نوشت... بابالنگ دراز به جودی فرصت تحصیل میداد و جودی رو دانشگاه فرستاد... جایی که جودی روزهایی بهتری داشت و موفقیت های شیرینی رو تجربه میکرد... من اما بابا، مامان یا شاید دوستان غریبی دارم که هدیه هایشان پیوسته مرا شاد و سر زنده نگه میدارد.. آنها که بعد از خدا جانی دوباره به من می بخشند، نفس هایی برای زندگی کردن، ب...
ادامه مطلب
شرایط امروزی زندگی ما به گونهای است که میتوان گفتxa0xa0تفکر نقادانه از پیشنیازهای رشد، موفقیت، رقابت و بقاء محسوب میشود.xa0 برخی از کاربردهای تفکر نقادانه به شرح زیر است: چگونه سوالات بهتری بپرسیم و پاسخهای بهتری مطرح کنیم. چگونه مستدلتر و عمیقتر فکر کنیم، حرف بزنیم و بنویسیم؟ چگونه شباهتها و تفاوتxa0بین ایدهها و حرفها و تحلیلهای مختلف را ببینیم و ارزیابی کنیم؟ چگونه میزان محکم بودن و نیز خطاهای احتمالی استدلالهای مختلف را ارزیابی کنیم؟ چگونه مسائل و مشکلات را به شکل نظاممند و سیستماتیک تعریف و...
ادامه مطلب
چقدر سخته من باشم و جای خالی تو... اصلا فکرش را هم نمی کردم.. اما همین یه ساعت سکوتت.. خیلی سخته... فکرش را هم که میکنم چشمام می بارن... انگار این بارون اخر شبی برنامه هرشب چشای منن اصلا فکرش هم دنیامو می لرزونه... یه روزی من باشم و جای خالی تو... خدا نکند...
ادامه مطلب
ای بر پدرت دنیا عجب برتو گردش روزگار معشوقه ما رامفلوكه كردی، تنها سپیدی این روزهایش همان پالتوی دبیرستانش است وبس، تنها درخشش همان چشمانش هست ومنتها درعكس، پ.ن میون این همه آدم تو چرا باید معتاد بشی؟! پ.ن2نقاشی، جیغ، فریاد،هوار داد اینهارا بكش سر اطرافت نه سیگار...
ادامه مطلب
شاید این خودش بی مسئولتی باشد كه عشق به كسی را باخودش در میان گذاشت، دانستن مسئولیت می آورد، وقتی كسی را مسئول می كنیم با آگاه كردنش احتمالا خودمان نمی توانیم مسئولیت ان حس را به تنهایی تحمل كنیم. xa0...
ادامه مطلب
کفشِ چرمی ـ چتر ـ فروردین ـ خیابانِ شلوغیک شب بارانی غمگین خیابانِ شلوغمیرود تنهای تنها، باز هم میبینمشباز هم رد میشود از این خیابانِ شلوغاشک و باران با هم از روی نگاهش میچکنداو سرش را میبرد پایین… خیابانِ شلوغعابران مانند باران در زمین گم میشونداو فقط میماند و چندین خیابانِ شلوغاو فقط میماند و دنیایی از دلواپسیبا غمی بر شانهاش ـ سنگین… خیابان شلوغ…ناودانها، چشمکِ خطدار ماشینهای مستخطکشی، بارانِ آهنگین، خیابانِ شلوغ…او نمیفهمد نمیفهمد فقط رد میشودبا همان انگیزهی دیرین… خیابان شلوغکفش چرمی روبهرو...
ادامه مطلب
هیچ میدونی..؟؟ مرا بخاطر انتخاب تو سرزنش میکنن... حتی آنها که از جنس من و تو اند... بخاطر انتخاب دو نفره بودنمان.. بخاطر چیزهایی که از جنس خاک هستن ... بخاطر هر انچه فقط دنیاییست... در این جماعت سرزنشگر ندیدم کسی از روحت بگوید.. ندیدم کسی از مهرت بگوید در این جماعت سرزنشگرxa0ندیدم کسی از اخلاقت بگوید، ندیدم کسی از عشق پاکت بگوید.. در این جماعت دیدم که ندیده و نشناخته از تو نزد من ... نمیدانم اصلا کی قراره تصمیم بگیریم یک چشم نباشیم... بعضی ها شاید هیچ وقت نخوان این تصمیمو بگیرن... بعضی ها شاید ا...
ادامه مطلب
پیشتر راجع به باور گفته بودم به سخن حضرت علی نه از منظر دینی به عنوان یك سخن ویم شخص متعالی نگاه كنیم معاد ناس درگرو معاششان است، امروز به وضوح اطرافمان معاش ندارند بی دلیل نیست كه اینگونه بی معادند سطح فساد وحذف ارزشها بی داد می كند عادت كرده ایم به آمار فساد بطوری كه از تجاوز وفسادو با لبخند یاد میكنیم ما ارزشهایمان را كنار گذاشته ایم این درد دارد نتیجه اش ام میشود همین فساد از سروكولمان بالا می رود به فقر فساد بی هویتی خو كرده ایم نهاد های اصلی مان فرو می ریزد هنوز ابتدا فلاكت هستیم بعد تر هر...
ادامه مطلب
اینكه یكسری ویژگی ها باعث یكسری رفتارها شوند واین رفتارها موفقیت را بوجود آورند حس خوبیست، بخصوص اینكه ویژگی ها ذاتی باشند ترس رقیب داشتن كمتر می شود، وباید شكر كرد بابت تمام این موضوعات، بابت تمام این اتفاقات و خودت را وقف كنی كه حال آنها كه می خواهند خوب باشد شاید بتوان شكرش را بجا آورد، xa0...
ادامه مطلب
می بینی دلپذیر به دور ازهمهxa0 بدور از هرفاصله ای كنارهم هستیم فقط جسم هایمان اگر بدانی خیالم كجاست، اینگونه فقط حضور من را نمی خواستی، xa0 xa0...
ادامه مطلب
چقدر این روزها سخت میگذرد... انگار هر روزش به اندازه یک سال میگذرد... نمیدانم چرا اینقدر سخت... شاید دیگر از یاد تو غافل شده ام... بودن با کسی که تو دوستش داری و من دوستش دارم برایم سخت xa0شده... چقدر خیال نگاه اطرافیانم بر من سنگینی میکند...به بزرگی کوه... xa0خدایاxa0نمیدانم چرا هیبت و عظمت نگاه تو را از یاد برده ام ...که همه چیز در برابرش ناچیز و بی مقدار است... دلم برای پرستیدنت تنگ شده یار مهربانم ،بیا و این دل رمیده را بخر... بیا و دوباره مرا به یاد خودت بینداز ..بیا و دوباره بنده نوازی کن ...
ادامه مطلب
بجان خودت واین ماه بجان شکوفه های زود هنگام اسفندxa0 به جان هرجه که مرا بوجد می آورد. به جان خاطراتمان مگر خاطرات جان دارند که من به جانشان قسم می خورم؟ به جان خیال تو! هرچیزی که تاثیر میگذارد زنده است جان دارد حضور دارد...
ادامه مطلب