مرا بخاطر انتخاب تو سرزنش میکنن... حتی آنها که از جنس من و تو اند...
بخاطر انتخاب دو نفره بودنمان..
بخاطر چیزهایی که از جنس خاک هستن ... بخاطر هر انچه فقط دنیاییست...
در این جماعت سرزنشگر ندیدم کسی از روحت بگوید.. ندیدم کسی از مهرت بگوید
در این جماعت سرزنشگر ندیدم کسی از اخلاقت بگوید، ندیدم کسی از عشق پاکت بگوید..
در این جماعت دیدم که ندیده و نشناخته از تو نزد من ...
نمیدانم اصلا کی قراره تصمیم بگیریم یک چشم نباشیم... بعضی ها شاید هیچ وقت نخوان این تصمیمو بگیرن... بعضی ها شاید اصلا هیچ وقت اینو نفهمن... بعضی ها ؛ همان جماعت سرزنش گر...
من اما به یاد دارم که شیطان فقط زیبایی و جسمش را برتر دید و اظهار فضل کرد و رانده شد..
و من حالا تا اخرش تو را دوست دارم.. بخاطر تمام خوبی هایت...
و برای تلاشت برای تغییر هر انچه می توانستی تغییر دهی ..
و برای تمام غصه هایی که تغییرش به دست تو نبود و تو فقط راضی شدی به رضای خالقت..
لحظه جایی برای گفتن ...
ما را در سایت لحظه جایی برای گفتن دنبال میکنید
برچسب: بخاطر تو,بخاطر تو میخونم هنگامه,بخاطر تو هر کاری,بخاطر تو قید دوستامو زدم,بخاطر تو این همه خاطره,بخاطر تو رفتم,بخاطر تو میخونم از هنگامه,بخاطر تو به انگلیسی,بخاطر تو از همه بریدم,بخاطر تو و اینهمه خاطره, نویسنده: بازدید: 8