چقدر تلخیهای نوشته شده دركتابها و چه حجم عظیمی
از ولنگاری آدمها را لمس می كنم،
پسری كه در اوج جوانی و طراوت
خسته است،
دختری كه تنها روزهایش را سپری می كند،
نمی دانم
اما احساس می كنم از
ورای این دنیا هستم و قاطی شان نشدم
یواشكی این روزها را نگاه می كنم
نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶ساعت 2 AM توسط s.r| |
برچسب:
نویسنده: آرتین سلطانی
خودت حال خودتو خوب كنی!
برچسب: اینروزام,
نویسنده: آرتین سلطانی
پدیده اردیبهشتی
عزیز ترین كس روزهای اخر
عزیز جان
معصوم ترین
دلپذیر جان
كاش میان این همه خوبی بودی
من این روزها
بیش از هرچیز
نگران لبخند تو ام
نگران استواریت
میسر بودنت
نگرانم كه نكند حالت بی دلیل
یكهویی بگیرد
هعییییی
خدایت حفظ بدارد
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۶ساعت 2 AM توسط s.r| |
برچسب:
نویسنده: آرتین سلطانی
دلم تنگ شود
برای همین چند وقت قبل
برای بودن حضور پدیده
برای قبل ترش حضور فرزند
وقبل ترش حضور ماه
می دانی چیست
گاهی می خواهم خودم را تلكه كنم
دلم عجیب لك زده برای انتخاب خرداد
برای ریسك حضور كسی
برای دیوانگی ها
برای5كیلومتر قدم زدن
برای افطاری هایمان
برای آشهای دونفره
برای لبخند حضور كسی
نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 2 AM توسط s.r| |
برچسب:
نویسنده: آرتین سلطانی
دست و پاچلفتی است و دائم می افتد
دستت را می گیرد
و تورا
تا ناكجا می برد
وهمین خودش لبخند ساز هست
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1 AM توسط s.r| |
برچسب:
نویسنده: آرتین سلطانی
كنم كه تو برگردی
گفتم خدایا
وقتی بود حالم خوب بود
حالمو بهتر ازون موقع كن
یادم رفت بگم برگرده
...
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1 AM توسط s.r| |
برچسب:
نویسنده: آرتین سلطانی
در من حسی ایجاد كند
كه باور كنم ظاهر همیشه تعیین كننده نیست،
كسی كه شكر می كند
كسی كه بی منت می بخشد
كسی كه بی چشم داشت قدمی بر می دارد و دستی می رساند
كسی كه خوب است
به زندگی و تصمیمات كه نگاه می كنم
لبخند می زنم،
ارزشش را داشت!
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12 AM توسط s.r| |
برچسب:
نویسنده: آرتین سلطانی
به این فكر می كردم كه شاید خوب هس كه ارتباطمان كم شده
وگرنه كی تو این هوای گرم اول مهر حوصله قدم زدن وبیرون رفتن را دارد
و ازین تو جیهات
كه یهوو یادم اومد ما تو اوج گرما و ماه رمضون ساعت 4ولیعصرو به قصد خونه قدم میزدیم
خجالت كشیدم ازین توجیه مسخرم
دلم تنگ شد
اما بهت حق دادم كه نباشی
نوشته شده در یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۶ساعت 4 PM توسط s.r| |
برچسب:
نویسنده: آرتین سلطانی
بعد چند سال مینو رو دیدم
تكیده تر از قبل
چشمانش كم فروغ تر
و نگاهش خسته تر از همیشع بود
گمانم تلاشش برای تغییر و
یا بهتر بگویم
خیلی چیزها را قبول كرده بود!
خیلی چیزها راا
واین بد بود!
شب عاشورای 96
نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۶ساعت 3 AM توسط s.r| |
برچسب: اینسانم,
نویسنده: آرتین سلطانی
دوران گذر بگذر
قرار تیر تیر كنیم!
برچسب: افتر,
نویسنده: آرتین سلطانی
اصالت با متنهای بلند هست،
خسته شده ام از این متنهای چهار كلمه ای،
باید نوشت،
جزئیات را تمركز چیز لازمی است،
نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 4 AM توسط s.r| |
برچسب:
نویسنده: آرتین سلطانی
كمی ارام تر كند
درد شكست را
سوزش زخمها
وغبار ناكامی را
چرا كه گواه روزهای نیك را می دهد
نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۶ساعت 3 AM توسط s.r| |
برچسب:
نویسنده: آرتین سلطانی
برچسب:
نویسنده: آرتین سلطانی
برچسب:
نویسنده: آرتین سلطانی