خرید بک لینک
این روزها

چقدر تلخیهای نوشته شده دركتابها و چه حجم عظیمی

از ولنگاری آدمها را لمس می كنم،

پسری كه در اوج جوانی و طراوت

خسته است،

دختری كه تنها روزهایش را سپری می كند،

نمی دانم 

اما احساس می كنم از

ورای این دنیا هستم و قاطی شان نشدم

یواشكی این روزها را نگاه می كنم

نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶ساعت 2 AM توسط s.r| |

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت: 13:40

سمت تو آمده ام

حال دلم خوب شود،

درست است كه عشق اوج بی آلایشی است،

اما خودت ببین

كلاهت را قاضی كن

غرور باید داشته باشم كه مرد باشیم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۶ساعت 1 PM توسط s.r| |

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت: 13:40

چقد خوبه

خودت حال خودتو خوب كنی!

برچسب: اینروزام, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 14:19

دوست دارم

پدیده اردیبهشتی

عزیز ترین كس روزهای اخر

عزیز جان

معصوم ترین

دلپذیر جان

كاش میان این همه خوبی بودی

من این روزها

بیش از هرچیز

نگران لبخند تو ام

نگران استواریت

میسر بودنت

نگرانم كه نكند حالت بی دلیل

یكهویی بگیرد

هعییییی

خدایت حفظ بدارد

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۶ساعت 2 AM توسط s.r| |

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 14:19

می خواهم دلم بگیرد

دلم تنگ شود

برای همین چند وقت قبل

برای بودن حضور پدیده

برای قبل ترش حضور فرزند

وقبل ترش حضور ماه

می دانی چیست

گاهی می خواهم خودم را تلكه كنم

دلم عجیب لك زده برای انتخاب خرداد

برای ریسك حضور كسی

برای دیوانگی ها

برای5كیلومتر قدم زدن

برای افطاری هایمان

برای آشهای دونفره

برای لبخند حضور كسی

نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 2 AM توسط s.r| |

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 16:04

همین اتفاق كه

دست و پاچلفتی است و دائم می افتد

دستت را می گیرد

و تورا

تا ناكجا می برد

وهمین خودش لبخند ساز هست

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1 AM توسط s.r| |

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 16:04

رفتم دعا

كنم كه تو برگردی

گفتم خدایا

وقتی بود حالم خوب بود

حالمو بهتر ازون موقع كن

یادم رفت بگم برگرده

...

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1 AM توسط s.r| |

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 16:04

و شاید یك حسن علی بتواند

در من حسی ایجاد كند

كه باور كنم ظاهر همیشه تعیین كننده نیست،

كسی كه شكر می كند

كسی كه بی منت می بخشد

كسی كه بی چشم داشت قدمی بر می دارد و دستی می رساند

كسی كه خوب است

به زندگی و تصمیمات كه نگاه می كنم

لبخند می زنم،

ارزشش را داشت!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 12 AM توسط s.r| |

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 16:04

امروز داشتم

به این فكر می كردم كه شاید خوب هس كه ارتباطمان كم شده

وگرنه كی تو این هوای گرم اول مهر حوصله قدم زدن وبیرون رفتن را دارد

و ازین تو جیهات

كه یهوو یادم اومد ما تو اوج گرما و ماه رمضون ساعت 4ولیعصرو به قصد خونه قدم میزدیم

خجالت كشیدم ازین توجیه مسخرم

دلم تنگ شد

اما بهت حق دادم كه نباشی

نوشته شده در یکشنبه دوم مهر ۱۳۹۶ساعت 4 PM توسط s.r| |

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 16:04

امشب

بعد چند سال مینو رو دیدم

تكیده تر از قبل

چشمانش كم فروغ تر

و نگاهش خسته تر از همیشع بود

گمانم تلاشش برای تغییر و

یا بهتر بگویم

خیلی چیزها را قبول كرده بود!

خیلی چیزها راا

واین بد بود!

شب عاشورای 96

نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۶ساعت 3 AM توسط s.r| |

برچسب: اینسانم, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 16:04

اوووم

دوران گذر بگذر

قرار تیر تیر كنیم!

برچسب: افتر, نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1396 ساعت: 16:52

هنوز

اصالت با متنهای بلند هست،

خسته شده ام از این متنهای چهار كلمه ای،

باید نوشت،

جزئیات را تمركز چیز لازمی است،

نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 4 AM توسط s.r| |

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 20:57

وشاید شناخت هندسه دایره

كمی ارام تر كند

درد شكست را

سوزش زخمها

وغبار ناكامی را

چرا كه گواه روزهای نیك را می دهد

نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۶ساعت 3 AM توسط s.r| |

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 20:57

دیگر بی هوا قدم زدن توجیه مسخره ایست، از سالهایی كه با بارانی سفید بودیم تا همین نوروزی كه لباس های بته جقه داشتی همه اش هوایی می كند مرا، تو آنروزها مینو بودی مینویی كه ریاضی می خواند ومنی كه تجربی، قرارمان بود دانشگاه تهران قبول شویم، اما نشد، تو هنر خواندی بجای تهران شهری دیگر ومن مدیریت بعد ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 20:57

مثلا همین خود من چقدر تغییر كرده ام عقیده، نگاه باور، قیافه و سر و وضع آدم است تغییر می كند انتظار ثبات چه چیز را داریم؟! از كه؟! كوه هم كه باشی امسالت با سال قبل فرق دارد شاعر كه باشی بهانه شعرت فرق دارد حامله كه باشی ویارت فرق میكند. دائم تغییر می كنیم و انتظار ثبات احساس را داریم این متغییر ترین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین سلطانی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 9:58

صفحه بندی