فقط من

خرید بک لینک
مگرشد چیزی را بخواهم نداشته باشم؟!

سوم راهنمایی درپایین ترین سطح مدرسه هاس شهر ثبت ایده واختراع را میخواستم انجام دادم فقط وفقط صرف هیجان حضورم

اول دبیرستان باكلی تجدید و...شدم نخبه كتابخوانی كه خودش پارادوكس بود شدید

رشته ای رفتم كه هیچ كس مجوز ورود مرا نمی داد به دلیل معدل كم

اكیپی داشتم كه بیشترین و ناب ترین و تا الان احتمال مخفیانه ترین كارهارا می كرد كه دزدیدن دفترنمرات كلاس بدیهی ترین كارمان بود

همان سال دلم تئاتر میخواست شدم سوم تئاتر شهر

همان سال بنیادی ترین كارهارا كردم

سوم دبیرستان دلم نفوذ وقدرت می خواست و البته اعتبار به بهترین نحو ممكن به دست آمد ،

سال چهارم تمام دغدغه ام كتابهای كنكور بود باز هم شگردم گرفت مسئول كتابخانه شدم و تمام آنچه لازم داشتم گلچین كردم

سال اول دانشگاه گیج حضورم بود تعجب بود كه دانشگاهی میخواستم كه مرا سر زبانها بی اندازد و حالا اتفاق افتاد

سال دوم ارتباطات برایم مهم بود تعیین فكر و نگاه ونگرش

كه بهترین روابط شكل گرفت

سال سوم دلم میخواست با سرچ اسمم حرفی مربوط به من ودغدغه هایم باشد و بیا اتفاق افتاد چجورش هم

سال چهارم باید استخوان دار تر كارمیكردم شد كتاب همكاری و...

تفریبا باتمام كسانی كه دوست داشتم دوست شدم

مسافرتهایی رفتم كه لازمشان داشتم

اتفاق هایی كه حضورشان باید بود

واكنون در اندیشه كن فیكونم

محقق می شود

لحظه جایی برای گفتن ...

ما را در سایت لحظه جایی برای گفتن دنبال می‌کنید

برچسب: فقط من يحبك,فقط من يريدك,فقط من القلب, نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: دوشنبه 1 آذر 1395 ساعت: 5:07

صفحه بندی