می دانم كه نمی دانی - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 11:55
می دانی از دیدگاه یك دانای كل می خواهم بگویمت! اینطوری بهتر است، جهت دار نیست! مغرضانه هم نیست، باور آدمها یعنی همه چیزشان همه چیز آدمها خیلی مهم هست، خیلی شاید مهم تر از آب ونانشان كه آن هم تحت تاثیر باورشان هست، باورشان می شود به نوعی سرمنزلگاه مقصودشان می شود عاقبتشان یا دست كم عاقبتشان، سرانجامش...
جاست من - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 13:01
امروز اینجا ایستاده ام جایی كه چندی قبل تصورش بود. برای رسیدنش هم فقط وفقط كارهایی كه گمان می كردم درست است و دوست دارم را انجام می دادم . كارهایی كه نمی شود نامشان را تلاش گذاشت اما شاید بتوان ممارست خواندشان. اتفاقهایی می افتد كه دوستشان دارم. عكس كمتر میگیرم وبه گمان خودم این نشان از لاجرم بودن ا...
باوووش - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 7:07
نقطه ی تسلیم محضم نقطه ی آرامشم بود اسمتو زمزمه کردم این تمام شورشم بود توو هوای تو که باشم صاحب کل زمینم من همه دنیامو دادم زیر چتر تو بشینم شوق تسلیم تو بودن لحظه لحظه توو تنم بود بهترین تصویر عمرم عکس زانو زدنم بود عکس زانو زدنم بود تو یه طوفان من یه جزیره من ناپلئون تو دذیره جز تو کی میتونست از ...
اصلا همین خودتو - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 6:25
می دانی دلپذیر چشمت كه عادت كند. دلت آرام می گیرد. خودت خو می گیری حالا فرقی ندارد به كی... اتاق كافه خیابان یا اصلا همین خود تو آدم چنان احساس امنیت می كند كه نگو... از آسمان سنگ هم ببارد تو آرامی نمی دانم این احساس خوگرفتن دعا است یا نفرین، وقتی كه سرنوشت تمام خوگرفتنها عادت كردنها می شود... بگذری...
محض حقیقیت یا شاید حقیقت محض - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 13:52
میگردی پی کسی که نیست ، یا اگر باشد آسان به چشم نمیآید، یا اگر آمد مال تو نخواهد بود. هیچ چیز غیر واقعیتر و گمراه کنندهتر از احساسات آدمی نیست، میتوان به پایان راه رسید و دلزده شد از کسی که تا دیروز عاشقش بودی. اما کافی است همین کسی که خدا خدا میکردی راهش را بکشد و برود ناگهان یکی دیگر را بر تو برتر...
انتظار... - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 13:52
روزها میگذره و ما همچنان منتظر اومدن روزهای خوب هستیم ...اما گاهی یادمون میره امروز یکی از همون روزایی هست که انتظار اومدنشو می کشیدیم...
چه خوب می شد اگر میدانستی - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 13:51
می دانی... هیچ چیز به اصالت بار اولش نیست ، مثلا همین سیب همین زمین یا اصلا همین افتادن خود تو اتفاقت را می گویم! یكبار به دل نشستی وبعد آن شدی دلنشین حالا هم كه ... خودت بهتر می دانی هزار بار دیگر ببینمت مثل بار اول نمی شود. بگذریم هواشناشی گفت امروز باران می بارد
مسئله اینجاست که - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 6:35
میدانی ؟؟؟ به نظرم همه ما بزرگ می شویم، غذا می خوریم شغل پیدا می کنیم ازدواج می کنیم صبحها کسی هست که بیدارمان کند. صبحانه بخوریم و احتما لا سرکار برویم. بعد از مدتی بر اساس یکسری هورمونها بچه دار می شویم. خرید می کنیم . و... ببین دلپذیر این نرم زندگی همه است. اصلا شاید ایده آلش هم همین باشد. اماااا...
من - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:29
وجدان من متغییر در اهداف من است. هدف تمامی وسایل را توجیه میكند، حتی هولوكاست
عجب ازین گردش ایام - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:29
سالها پیش که اینجارو ساختم تموم هدف دنبال کردن بود و اکنون چقدر فراتر از اون دنبال کردنم . موفق باشید و برقرار
نفی روزمرگی - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:29
امروز اول پاییز هست و تمامی شبکه های اجتماعی سومین فصل تقویم را با جملات به اصلاح دپ خودشان بهم تبریک می گویند. جملاتی که با کمی جستجو دراینترنت توانایی عظیمی در تخریب حالمان ویا دست کم دلگیریمان دارند. اما تما اینها فقط به یک دلیل است کاهش نور و تابش خورشید.همین وبس نه رنگ های پاییز نه سوز سرمایش و...
برای ماه - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:29
سلام دلپذیر لابد تو هم شنیده ای خیال اتفاق می افتد لابد تو هم می دانی دل بدل راه دارد تازگی ها خوانده ام آدم ها از متافیزیك بیشتر به یاد هم می افتند چقد دلپذیر جان دوست داشتنت آسان است.
نه اینچنین . - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:29
ترسیدم نكند دوستت نداشته باشم ترسیدك نكند در ناخودآگاهم یك اتفاقاتی باید باشد ترسیدم نكند بعدها مشتركاتمان محدود به دیروز باشد. ترسیدم نكند حال من خوب باشد تو نباشی. ترسیدم نكند... دوستت دارم به اصالت حضور
لذت نوشتن - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:29
یزرگی میگفت: انسانها برای تخلیه خودشان به هنرنیاز دارنداگر هنر نبود كاغذ وقلم كه هست.بنویسید انقدر كه موضوعی باقی نماند. بنویسید مهم نیست چه کاغذ را بردار اصلا از صفحه آخر کتابت استفاده کن از روزنامه باطله از... بنویس روزمره ات را دغدغه ات را دردت را خاطراتت را به دلپذیر بودن هوای اطرافت سوگند آنچنا...
ماورای اینها - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:29
می دانی دلپذیر آدمها دوتا اند چقد بیزارم ازین تقسیم ها اما ناگزیر، شاید بیشتر از دوتا هم باشند؛ عده ای برحسب لاجرم هم بر دل می شینند هم تمام هستی برحسب همین لاجرم هم بردلشان می شیند، دنیا، انسان و... اما عده ای دیگر نه چنگی به دل نمی زنند! حالی را خوب نمی كنند، شوری را نمی آفرینند. نهایت میان درك به...
ماه پشت ابر...اما... - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:29
سالهاقبل كه درك درستی ویا شاید بهتر بتوان گفت؛ تجربه (نادرستی)از روابط عاشقانه یا دست كم روابطی كه شاید بتوان درنگاه اول عاشقانه خواندشان نداشتم؛ دریك مجله خانوادگی جمله ای خواندم با این مضمون"سالها بعد درعبور از کوچه دلتنگیمان بی توجه از كنار هم می گذریم می گوییم آن غریبه چقد شبیه خاطراتمان بود" اب...
گاهی یادمون میره... - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 20:29
گاهی یادمون میره... بعضی وقتا اینقدر چشامونو باز میکنیم که همه چیزو اندازه بگیریم که یادمون میره ... یادمون میره یه چیزی رو گم کردیم... بعضی وقتا یه چشم مون رو گم میکنیم... چشمی که فقد قد و قواره و رنگ و سایز رو نمی بینه... چشمی که وسعت مهربونی و قلب بزرگ آدمها رو ببینه..

برچسب‌های محبوب

من خدایی دارم | لذت نوشتن | منت خدای را عزوجل | گریه های کودکانه | معشوقه به سامان | هوا خوبه تو هم خوبی منم بهتر | هوا خوبه تو هم خوبي | منم تنها