ناگهان کسی مهربان شد!!! - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 10:04
می دانی نه من نه تو نه هیچکس دیگری نمی تواند جلوی این اتفاق دست وپا چلفتی را بگیرد. می افتد! به گمانم فلج اطفال دارد ، ازکودکی ام همینطور بود بعضی وقتها خوب می افتاد! دیگر به افتادنش فکر نمی کردم و مات همین افتادنش می افتادم چنان می خندیدم که خود اتفاق هم دلش غش میر فت ومی خواست تا ابد همانطور افتاد...
چای است واز دهان می افتد - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 10:04
میبینی دلپذیر صندلی برای نشستن زیاداست....بگذریم حكایت چای است كه از دهن می افتد!حكایت همین خودماست من هستمتو هستیحرف هستصندلی هستزمان هست آنقدر كه ثانیه هایم ساعت شماره می شود!اما گرما نیست!حسی نیست!طبعی به جوش نمی آید!قلبی به تپش نمی افتد!ساده بگویمت ما به هم سرد شدیمما ازهم به وسعت فریادهای سكوت ...
عاشقی کن... - تاریخ: 1395/8/6 ساعت: 10:03
حالا که تو هم انتخابش کردی، برایش عاشقی کن دستش را بگیر، قدمهایش را بشمار.. بشنو، بگو و بخند...پاییز را با هم قدم بزنید بس است دیگر تنها نشستن... بس است دیگر غصه خوردن... حیف نیست خوش ترین ایام زندگیت را از بیم نگاه دیگران در تنهایی و ناخوشی بگذرانی...آخر مگر این روزها چند بار برایت تکرار می شوند.. ...
چه اتفاق ها که سقطشان کردی - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 2:00
شاید بزرگ ترین توجیه حضورت تجربه باشد تجربه ای که هیچگاه به کار نمی آید! هیچگاه چقدر زمخت بودی که تنها تجربه می توان خواندت. الان آزادی الان راحتی چقدر به رهایی نزدیک شده ای؟! چقدر به ایده آلهایت که زمختت می کرد حالا پایبندی؟ چقد ارزشهایی که دیروز برایش تداوم (شاید بتوان ناب ترین ایحاد هارا برایش ان...
اصل پیلیز - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 2:00
قاعده دارد اگر دیواری را برداری زیاد اعتباری نیست كه سقف را با ستون های خود تجویزت نگه داری! دنیا همه اش قاعده است، اصول دارد نمی توانی كه اصول را تغییر دهی اینها قاعده بازیست، بطن ذات ما براساس اینهاست، نمی توان خدا وخرما رو با هم خواست، نمی شود ناحقی كرد و حق را خواست، نمی شود بی حدود باشی و انتظا...
جواست به خودت باشه - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 2:00
یه نگاه به آینه میکنی... پوستت رو لمس میکنی، به فکر مراقبت از زیباییت هستی هوا سرد میشه، مواظب هستی سرما نخوری، مریض نشی... حرف پیشگیری از سرطانه.. دنبال راه های پیشگیری میگردی و.... ..اما چی میشه که یادت میره روحت مریض شده..اصلا حواست نیس... انگار که نه انگار عادت به روزمرگی و بیهوده زیستن شاید از ...
لذت سخت نگرفتن - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 2:00
من به حلزونهای تراریومم هم علاقه دارم، شاید كمی عجیب باشد، اما نمی دانی چه لذتی دارد وقتی بزرگ شدنشان را می بینی وقتی حركت بی صدا وآرامشان را می بینی زندگی هنوز قشنگیاشو داره، حالا وقتی بخوای دو دوتا 4تا كنی باید حلزون كش، وكلیر و... بریزی تا بمیرن چونكه گیاه می خورن و... ولی وقتی با دوربین گوشی روش...
اولترا داروین - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 2:00
بجان خودت واین ماه بجان شکوفه های زود هنگام اسفند به جان هرجه که مرا بوجد می آورد. به جان خاطراتمان مگر خاطرات جان دارند که من به جانشان قسم می خورم؟ به جان خیال تو! هرچیزی که تاثیر میگذارد زنده است جان دارد حضور دارد
گریه های کودکانه... - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:19
بهش فکر کن ،گاهی می بینی بچه های کوچیک برای یه آبنبات، یه بسنتی یه اسباب بازی و... اینقدر گریه میکنن که به هق هق میفته... اون وقت هم دلت میسوزه هم افسوس میخوری ... تا حالا بهش فکر کردی که که چقدر از دل شکستن ها و گریه های ما پیش خدا ، همون گریه های کودکانه برای بستنی و آبنباته...
بگذار فصل گندم - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:19
سلام دلپذیر وعده مان بماند فصل گندم بگذار ملخ ها سبب ندیدن شوند، دهقانان عجب می نالند!!! ظاهرا ملخ تخم تمام گندم هایشان را خورده وامسال فصل گندم ندارند، اینبار را می اندازیم گردن ملخ ها تا سال دیگر خدا بزرگ است، خدارا شكر در دوره تحریمها بهانه ارزان شده است. همیشه می گیرم، می گیری
منت خدای را عزوجل - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:18
باید شكر كرد امروز نمك گیر شوری پنیر شدم وبیاتی سنگك چیزی از اعتبارش كم نكرد
آری این چنین بود، هست، خواهد بود برادر(دلپذیر) - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 2:18
تعهد چیزی خوبیست، اعتماد متاعیست گزاف ثبات هم كه گل سرسبد، برخلاف تمام آنچه كه دیده اید چنان بر چهارچوبها ایمان دارم كه گاهی دچار تربیع می شوم حتی افزونتراز تثلیث مسیح! ونبود این و نبود من
بخند واز خنده بگوووو - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 6:05
باید سلام کنم. یا دست کم پرهیز نکنم از رویی گشاده آری باید هر طوری می توان تنشهای احتمالی را پیشا پیش در نطفه خفه کرد تابتوان با خیال راحت تمرکز کرد روی پروژه تو رو هدفی روی ایده آلی روی ساخت شعری و... آری باید لبخند زد وسپس بخزی یا بهتر بگویم غرق شوی در احوالات وخیالات خودت نهایت از روی تقویم روزها...
درحاشیه گتسبی بزرگ - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 6:05
نمی دانم هدف نویسنده و... چه بوده اما گتسبی یک نکته دل انگیز وشاید ترسناک دارد و آنهم صبر وامید است. فارغ از تمامی تعریف و تمجید این دوصفت درگوشی می گویم؛ اینها نشانه عجز وناتوانی ماست وبس برای همین عجولم برای همین صبر نمی کنم حذف می کنم. صبر کنی که یک روزی یک جایی یک کسی و... مثل دروغ است میگویمت چ...
امشب را از تو می نویسم... - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 17:01
امشب از حرفهای ناگفته ام میگویم...فکرهایی که به ذهنم می آید ومن سعی میکنم بی تفاوت از کنارشان بگذرم.. من سعی میکنم... اما بازهم می آیند و می روند... تازه به یاد می آورم جه عادت هایی را کم کم فراموش کردم ، آنقدر که با آنها غریبه شده ام عادتهایی که لذت بخش بودند ... مثل نوشتن... راستی حالا یادم می آید...
یك سبد روزمرگی با چاشنی عادت - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 17:01
حس نا شناخته ایست، حضور كسی و منطق روزمره ام باعث شد كه تونباشی و حتی خیالت هم به قاعده وجدان، تعهد نباید باشد، می بینی دلپذیر گفته بودم منطق كه بیاید تو می روی بهرحال این شكم لعنتی با منطق سیر می شود. انگیزه بقای نسل هم تحت تاثیر منطق است، جالب است. این میان كسی هم مقصر نیست؛ تو با این رفتارت دلپذی...
شاید بشود کیمیا گفتش - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 17:01
تشکر خوب است، میدانی یکجوری آدم را دلگرم می کند. حالا اصلا بیا و به خدا وخالق و... اعتقاد نداشته باشیم. نفس تشکر وقدردانی یک کاری با انسان می کند کارستان مثلا تو صبها که بیدار می شوی بابت خواب راحت تشکر کن نگو خدا بگو تشک وتخت مهربان بابت آسایشی که دادی تشکر. از آدمها بابت حضورشان تشکر کن بابت خوب ب...
فرزند نامشروعی زیر چتر مشروعیت مریض روزمره مان - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 17:01
کاری ندارم کی و چرا... بعدا صحبتش را می کنیم. این را هم من هم تو وهمه اینها خوب میدانیم! هر نشدنی هر نرسیدنی فرزند نامشروع نخواستن است. آری زیاد نباید موضوع را ماورا طبیعه کرد. به نظرم ما انقد شرممان می شود یا انقد بی جرات هستیم که نمی توانیم بگوییم نخواستیم یا نمی خواست. می گوییم قسمت نبود. یکجایی ...
ما منطقمان اقتضا كرد - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 11:55
نمی شود دیگر تكرار را می گویم یعنی بخواهد تكرار هم بشود توفیقی ندارد، نشود سنگین تر هم هست. اصلا بنای این جهان خطی به تكرار نشدن است. حالا شاید گاهی اوقات مرور شوی مرور خوب است یعنی لازم است، مرور آینده را دلچسب ترمی كند آدم را مطمئن تر
عجب حلوای تخلم من...؟!؟! - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 11:55
چه ابهامی؟! نمی دانم اگر هنوزهم بودی همینقدر برایت می نوشتم؟؟ شاید باورش سخت باشد اما خوشحالم بعضی روزها كه نیستی ، انچنان عمیق خوشحال می شوم كه بعضی اوقات به دلتنگ بودنم شك می كنم،

برچسب‌های مرتبط

فقط من يحبك | فقط من يريدك | فقط من القلب | ای همه دنیای من | دیدی آخر ای همه دنیای دل | دلم قهوه میخواد بنیامین | دلم قهوه میخواد | دلم قهوه میخواد همین حالا | من و این | من و این همه خوشبختی محاله